قديميترين اشاره به استخراج طلا در كره مربوط به سال 1079 است. در سال 1340 شاه طلا و نقره به چين فرستاد ((تا بسياري چيزهاي ساخت خارج را خريداري كند)). مقارن سال1380 به سردار ليتئائو تسو بهخاطر شكست دادن دريازنان ژاپني نيممن طلا داده شد. مقارن همان ايام، شاه كره خراجي شامل پانزده من طلا به امپراتور سلسلهٴ مينگ ميپرداخت.
بخش مربوط به كانيگري و متالورژي بيشتر اسباب حيرت است تا رضايت؛ اشارههاي بسيار كمي به نوشتههاي مربوط به عصر مورد بحث يا نزديك بهآن وجود دارد؛ اشارههاي مربوط به آثار تاريخي داراي تاريخهاي مبهمي است. با اين همه، به محقق كمك خواهد كرد تا مطالعهاي عميقتر را در باب اين مسائل دشوار آغاز كند.
قلمرو دوم: گياهان
6. گياهنامهها. يوآنس اَد باربام (جان ماندويل؟)، جان آردرني، توماس سارِپتايي و بندتو رينيو به لاتيني؛ كريستيان پراكاتيسي به زبان چك؛ اسحاقبن مراد گِرِدي به تركي؛ چو شيائو به چيني گياهنامههايي منتشر كردند. يك گياهنامهٴ مجهولالموٴلف فرانسوي را هم كه درحدود 1380 در سرزمين وو در سوييس تأليف شده، ميتوان به اينها افزود. اين گياهنامه هم مانند بقيه از آثار پيشين اقتباس شده، ولي اطلاعات تازهاي هم دارد.
تاريخ كتابهاي ادويهٴ مفردهٴ چيني را در فصل اول شرح داديم، با اينهمه خالي از فايده نيست بار ديگر اهميت بيمانند
چيو ـ هوانگپِن ـ تسئائو را خاطرنشان كنيم كه احتمالاً ابتكاريترين تأليف در نوع خودش نه در چين، كه در همه جا بود. در مورد گياهنامههاي اروپايي يك نقد و تحليل تطبيقي، كه هنوز كسي بدان دست نيازيده، براي تعيين مزايا و معايب آنها ضروري است. تنها ميتوان انتظار داشت هريك از آنها داراي تازگيهاي محلي بهعلاوهٴ مطالب متعارف سنّتي باشد. اين مطلب بهويژه در مورد زبانهاي محلي صادق است. آثار غيرلاتيني در قلمرو مسيحيت، غيرعربي در قلمرو اسلام و غيرچيني در خاور دور. ولي گياهنامههاي كرهاي، ژاپني، آنامي، باليايي و مالايايي كه مربوط به اين دوره باشد نميشناسم.
ديديم كه توماس سارِپتايي دانشمند سيلزيايي تنها به نوشتن گياهنامه اكتفا نكرد، بلكه گياهان را هم گرد آورد و يك گياهخانه به مفهوم امروزي ساخت، يعني مجموعهاي از گياهان خشك شده.
اين نخستين اشاره به يكچنين مجموعهاي است كه ميشناسم، ولي پيداست كه هر گياهجمعكني دستكم برخي نمونهها را براي مراجعات بعدي جمع ميكرد، يا لازم بود جمع كند. چهوقت يكچنين مجموعهاي آن قدر بزرگ و منظم بود كه بشود به آن گياهخانه گفت؟ اين سوٴال مشكلي است. در هرصورت هيچ گياهخانهاي را پيش از مال توماس سارِپتايي نشنيدهام، مگر ويلار دو هونكور (سيزدهم ـ 2)، كه دستوري براي حفظ رنگ اصلي گياهان خشكشده داده است.